خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا
کن.............

عشق
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا
کن.............

اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را
به دل هرگز نمیدادم خیال آشنایی را
جدایی تا نیفتد یار قدر یار کی داند؟
شکسته استخوان داند بهای مومیایی را
امشب منو دل تا به سحر نالیدیم
بر خاک رهت سینه و سر نالیدیم
هجران تو انتقام صدساله کشید
در وصل تو یک شبی اگر بالیدیم
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
هیچکس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما میگریخت
چند روزیست که حالم دیدنیست
حال من از این و از آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم .

دورم ز توای گلشن جانان چه نویسم
من مور ضعیفم به سلیمان چه نویسم
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با این دل گریان به عزیزم چه نویسم
اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی
که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت
لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ
میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که
میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس
بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون
دلم میخواد بمیرم
شاید آروم بگیرم
بگیرم دستاتو تو دستهام
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
دلم برای کسی تنگ است
که بیاید
و به هر رفتنی پایان دهد
دلم برای کسی تنگ است
که آمد
رفت
...... و پایان داد
کسی ....
کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود...
کی گفته پاييز اونه که باد برگا رو مي ريزه
واسه دلی که عاشقه تموم سال پاييزه...